ثانیه نورد
میگه گوشتو تیزکن...این اصول مقدماتی نویسندگی خلاقشه... 1- طوری وقت آدمی کاملا بیگانه را بگیرید که او احساس نکند وقتش تلف شده. 2- به خواننده دست کم یک شخصیت را معرفی کنید مه بتواند با او همذات پنداری کند. 3- هر شخصیت داستانی باید چیزی بخواهد، حتی اگر آن چیز یک لیوان آب باشد. 4- هر جمله ایی باید یکی از این دو کار را انجام بدهد: آشکار کردن شخصیت یا پیش بردن قصه. 5- تا آنجا که ممکن است نزدیک به پایان آغاز کنید. 6- دیگر آزار باشید. هر قدر هم که شخصیت های اصلی داستان شما نازنین و معصوم باشند ، کاری کنید که بلاهای وحشتناکی بر سرشان نازل شود تا خواننده ببیند چند مرده حلاج هستند. 7- به گونه ایی بنویسید که فقط یک نفر خشنود شود.اگر پنجره ایی را باز کنید و به تمام دنیا عشق بورزید داستان شما ممکن است سینه پهلو کند. 8- همه ی اطلاعات را در کوتاه ترین زمان ممکن به خواننده خود ارائه دهید. گور پدر تعلیق. بهتر است خواننده درک کاملی از آنچه می گذرد ، کجایی و چرایی ماجرا داشته باشد تا خودش بتواند داستان را به پایان ببرد حتی اگر شده سوسکها چند صفحه ی آخر را بخوانند.

پیوست: البته کابوی هم نقطه ضعف منو خوب میشناسه. کره ی بادوم زمینی!
» نیمه شب در پاریس
» کره ی بادوم زمینی و نقش آن در خلق یک اثر
» یک کوه کار
» باد تغییر فصل
» عادت: غل و زنجیر آزادی...
» هیئت منصفه
» نظر بازی. ( آیا همه چیز از یک نگاه شروع می شود؟)
» وقتی از پاییز حرف میزنم، از چه حرف می زنم.
» سواری نمی دهیم، حتی به شما دوست عزیز.
| Design By : Pars Skin |

